محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

758

تاريخ الطبرى ( فارسي )

المزدلف بن ابى ربيعة بن ذهل بن شيبان بن ثعلبه سپرد ، از آن رو كه نعمان دو دختر به دو داده بود . و بعضيها گفته‌اند اين كار با هانى بن مسعود نبود بلكه هانى بن قبيصة بن هانى بن مسعود بود و اين به نزد من معتبر است . و چون خسرو نعمان را بكشت اياس بن قبيصهء طايى را عامل حيره و همه ولايتها كرد كه به دست نعمان بود . ابو عبيده گويد : وقتى خسرو از بهرام گريخته بود بر اياس بن قبيصهء طايى گذشت و اياس اسب و شترى به دو پيشكش كرد و خسرو سپاس او گفت ، و چنان شد كه خسرو به اياس نوشت كه تركهء نعمان كجاست و او پاسخ داد كه تركه را به طايفهء بكر بن وائل سپرده بود . و خسرو به اياس فرمان داد كه تركهء نعمان را بگيرد و پيش وى فرستد . اياس كس پيش هانى فرستاد كه زره هايى را كه نعمان به تو سپرد پيش من فرست آنكه كمتر كند گويد چهار صد زره بود و آنكه بيشتر كند گويد هشتصد زره بود . و هانى نخواست چيزى را كه در حمايت خويش گرفته بود بدهد . گويد : و چون هانى ابا كرد خسرو خشمگين شد و گفت كه طايفهء بكر بن وائل را نابود خواهد كرد و هنگامى كه اين سخن مىگفت نعمان بن زرعه تغلبى آنجا بود و نابودى بكر بن وائل را خوش داشت و به خسرو گفت : « اى سر شاهان خواهى كه گويم بكر بن وائل را چگونه غافلگير توان كرد ؟ » خسرو گفت : « آرى . » نعمان گفت : « مهلتشان بايد داد تا گرما شود و به هنگام گرما بر آبگاه خويش ريزند كه آن را ذو قار گويند چنان كه پروانه به آتش ريزد و آنها را چنان كه خواهى بگير و من كارشان را فيصله مىدهم . » گويد : سخن نعمان را كه گفته بود بر آبگاه خويش ريزند چنان كه پروانه بر آتش